آذر ۱۵م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ آشِ خدا و خودش, نخودِ آشِ هنرمندا | ۷ comments »
سلام به همگی
شما رو به دیدن آثار داغون خودم دعوت می کنم:
اینم متـــــــــــــــــــــــرو برای رسیده به نمایشگام. سوار شید
منتظر نظراتتونم.
(فقط اینکه حق دارین تعریف کنین!) :دی
آذر ۲م, ۱۳۹۱ Posted in توئیت | ۴ comments »
محــــرم آمدو مــــا نیامدیم!
.
ماغایت و او منتظر آمدن ماست
شهریور ۲۶م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ آشِ خدا و خودش | ۷ comments »
۴ شنبه ۹۱/۶/۲۹
ساعت ۹ تا ۱۰ صبح
دفاع پایان نامه لیسانس نخود بانو 
با موضوع ساک دستی

شهریور ۲۶م, ۱۳۹۱ Posted in اردو - همدان | ۲ comments »
آقا مصطفی …
خنده ش؛ آدم رو یاد خنده های ندیده و شنیده ی داستانای بسیجی های دوران جنگ می ندازه
در آخریـــــن عملیاتشون
موقع شهادت !

شهریور ۱۱م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ آشِ هنرمندا | ۵ comments »
درِ بسته در جلویم افقی هیــچ نمانده
نه توانِ گریه زاری نه امیدی در بیداری
شده ام یه بیدِ کوچک تموم با فوتِ کودک
نخود؛ معروف به مرضیه رحیمی ۹۱/۶/۱۱
مرداد ۲۹م, ۱۳۹۱ Posted in نخود-آش-اردوووووووووووووووووووووووو ها, نخودِ آشِ خدا و خودش | ۷ comments »
این هم سندش:

از وقتی نی نی داداشم از خونمون رفته
بادکنکی که دستش بود روز به روز کوچیکتر شده . . . :(
مرداد ۲۷م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ شاعر | ۴ comments »
در چت همه ON اند
ولی نه مثل آنند
دم به دیقه هی پی ام می دادند
با اینکه بیزی امو می دانند
شعر ازو بگویمو بقیه بخوانند
انگشت به دهن همونجور بمانند
نخود؛ معروف به مرضیه رحیمی ۹۰/۱۱/۱۷
مرداد ۲۵م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ آشِ هنرمندا | ۶ comments »
هزار داغ جگرسوزم نهاده بر دل این هستی
نه تاب زندگی ام باشد نه شور و شوق عدم دارم
مرداد ۱۶م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ شاعر | ۶ comments »
بعد از گذرِ چند صباحم از زیست
دیدم کارنامه ام با نمره های بیست
…………….از امروز غرورم شروع شد……
تهیه کردم از آروزهایم لیست
با حذف تفریح؛ مانند پیست
…………….مثل قبل همه چیز رو به خاطر رسیدن به آروزهام کنار گذاشتم……
در مسیرم بود تابلوهای ایست
با تمسخر گفتم این دیگر چیست؟!!
و جواب دادم که این شیطان نیست
بابا این ادم عجب موجودیست!
…………….و هیچ چیز جلو دارم نبود……
…………….و هیچ چیز جلو دارم نبود……
…………….و هیچ چیز جلو دارم نبود……
هر چه رشته بودم شیطان ریست
چون جلودارِ آرزوم چیزی نیست!
پ.ن: ما مامور به وظیفه ایم بقرآن :/ نه نتیجه!
نخود؛ معروف به مرضیه رحیمی ۱۶/۵/۹۱
تیر ۱۱م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ شاعر | ۴ comments »
در وجودم دارم یک عالمه توان هر مشکلی هست برای من روان
باتوجه به آموزه های پیرِ مُغان به دنبال خوشبختی ام دوان دوان
دلت بسوزد. . . من هستم جوان!
پ.ن: میلاد حضرت علی اکبر(ع) روز جوان به داداشی و بقیه جوونا مبارک
نخود؛ معروف به مرضیه رحیمی- یک شنبه ۹۱/۴/۱۱
تیر ۱۱م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ شاعر | ۲ comments »
امروز هم مثل روزِ پیش شنیدم از بقیه زخمو کنایه و نیش
باید تهیه کنم از اشعارم فیش و پیله شوم در درونِ خویش
من باشم تنها با یک دیش روزی ام هم به اذن خدا یک میش
نخود؛ معروف به مرضیه رحیمی- یک شنبه ۱۱/۴/۹۱
خرداد ۱۹م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ شاعر | ۴ comments »
گر کشی این همه مشقتِ سفر و راضی نباشد ازت حتی یک نفر؛
این همه خستگی طواف را تو نبر دستِ خالی هسی؟ پس سوغاتی بخر
نخود؛ معروف به مرضیه رحیمی-سه شنبه ۵/۲/۹۱
اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ شاعر | ۴ comments »

جهت بهبودی حال مادر دوستمان (گودربان (درگوگل پلاس) …
نخود؛ معروف به مرضیه رحیمی-شنبه ۹۱/۲/۳۱
اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۹۱ Posted in نخودِ شاعر | ۵ comments »
در عجبم ازین کلمات زور گو بشنو این حکایت و رو همه جا بازگو
من یک نفرم؛ تنهایِ تنها کلمه مرا جمع زدو گفت: تن ها
به دورو بر خویش نگریستم از وحشتِ تن هایی تا صبح گریستم
به دنبالِ “ها”ی تنم می گشتم چشم باز کردمو دیدم در دشتم
هر که مرا دید گفت چشمانت بسته است گفتم عزیز! دشتِ خدا برای چشمانِ بسته است
کور باد چشمی که قفلِ درِ دشتِ خداست هایِ تنِ من، روحِ خودِ خداست
امشب که این مسأله را فهمیدم راحت تر از شبِ قبل خوابیدم
چه آرامشی دارد وقتی می گویم تنهایم مزاحمی نیست؛ من هستمو خدایم
یک حدیثی از پیامبری بود که می گفت مادرم گناهی نمی کنم؛ وقتی کسی نیست دوروبرم!
نخود؛ معروف به مرضیه رحیمی-پنج شنبه ۹۱/۲/۲۸